هرکه با سَبُکْ عقل دوستي کند، سَبُک عقلي خود را آشکار کرده است . [امام علي عليه السلام]

انتظار 14

Powerd by: Parsiblog ® team.
+ نزديک بودن ظهور حضرت مهدي(پنجشنبه 24 مرداد 1387 ساعت 6:47 عصر )

الا که راز خدايي                      خدا کند که بيايي 


ازآيت الله بهجت  نقل شده است که فرمود: ما قبلا به جوانها بشارت مي داديم که ظهور حضرت مهدي را خواهند ديد اما اينک به پيرها هم بشارت مي دهيم که ظهور حضرت را خواهند ديد»آيا واقعا آقاي بهجت اين بشارت را داده اند و ظهور حضرت نزديک است؟


پاسخ: دفتر آيت الله بهجت  چنين مطلب را در مورد ظهور امام زمان (عج) رد کردند. گاهى خبرهايى، مبتنى بر نزديکى ظهور به برخى شخصيت‏ها نسبت داده مى‏شود که نياز به تأمل و بررسى دارد. اولاً، ظهور  و نزديکى آن علائمى دارد که در کتاب‏هايى که در اين زمينه تأليف يافته، ذکر شده است.


نکته در خور توجه اين است که امر مشخص نمودن زمان ظهور فقط در اختيار خداوند است و هيچ کس نمى‏تواند براى آن زمانى  معين کند. عبدالرحمن بن کثير گويد در محضر امام صادق(ع) بودم که «مهزم» بر او وارد شد و عرضه داشت: فدايت شوم خبر ده مرا از  اين امرى که منتظرش هستيم که کى خواهد بود؟ حضرت فرمود: اى «مهزم» وقت گذاران دروغ گويند و عجله کنندگان هلاک گردند و  تسليم شدگان نجات يابند.


حضرت تصريح مى‏نمايند: کسانى که براى ظهور امام زمان(عج) وقتى معين مى‏کنند دروغ مى‏گويند و از خصوصيات منتظر واقعى  ظهور امام زمان اين است که تسليم باشد و عجله ننمايد.


ما نه از خود آقاى بهجت و نه از نزديکان و خاصان ايشان خبرى مبتنى بر ادعاى مزبور نشنيده‏ايم. ويژگى خاص خود آقاى بهجت  اين است که صلوات خود را با «و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم» ختم مى‏نمايند و اين نشان مى‏دهد که ايشان تسليم اين امر هستند و  براى ظهور دعا مى‏نمايند و اين براى همه ما الگويى است که از رهبران فکرى و دينى خود پيروى کنيم و از دعا و توسل به عنايت‏هاى  ائمه طاهرين غافل نباشيم.


چيزي که در اين ميان داراي اهميت و ارزش است اين است که ما در رابطه با مسأله ظهور حضرت حجت(عج) بر طبق روايات معتبر و متعدد داراي دو وظيفه مهم مي باشيم:


1. دعا براي تعجيل ظهور حضرت(عج) که در روايات بر آن تأکيد شده و خود حضرت مهدي(عج) نيز در توقيع و نامه اي که مرقوم فرموده اند مي فرمايند: «واکثروا الدعا بتعجيل الفرج فان ذلک فرجکم؛ براي تسريع در فرج و ظهور فراوان دعا کنيد که فرج و گشايش شما در اين است» اين عمل يعني دعا براي تعجيل در فرج و ظهور حضرت، علاوه بر اين که اطاعت امر و اجراي فرمان و خواسته آن حضرت مي باشد، در سرعت بخشيدن به ظهور آن عزيز تأثير دارد و علاوه بر آن موجب ايجاد پيوند و ارتباط معنوي و روحي ميان ما و آن سرور مي­گردد و محبت آن حضرت را در دل ما افزون مي­گرداند و به دنبال آن بر ميزان اطاعت ما از ايشان و پيروي ما از رهنمودها و خواسته هايشان مي افزايد.


2. آمادگي براي ظهور و همراهي و همگاهي با ايشان و افزايش ظرفيت هاي روحي و معرفتي و معنوي براي استقبال از ظهور ايشان چون به فرض از زمان ظهور آن امام همام(ع) هم با خبر باشيم ولي آمادگي خدمت به ايشان و پا در رکاب بودن ايشان را نداشته باشيم و آن اندازه به آن حضرت ايمان و معرفت نداشته باشيم تا همه فرامين و دستوراتشان را گردن نهيم و بي چون و چرا بپذيريم و آماده جان نثاري و فداکاري در راه آن سرور و اهداف الهي او را نداشته باشيم، اين آگاهي از زمان ظهور چه ثمري به حال ما مي تواند داشته باشد؟


در هر صورت چه از زمان ظهور آن عزيز آگاه باشيم و چه نباشيم، وظيفه ما کسب آمادگي روحي و معنوي براي ظهور و آراسته شدن به صفات حسنه و اخلاق نيک و مجهز شدن به سلاح تقوا و ايمان در زمان غيبت آن بزرگوار است چنانچه در روايات آمده است: کسي که منتظر ظهور ولي عصر(ع) باشد و اهل تقوا و عمل به وظايف و اخلاق نيک الهي و انساني باشد، چه ظهور نزديک باشد و چه دور به حال او ضرري ندارد. در برخي روايات فرموده اند چنين فرد منتظري اگر هم از دنيا برود و ظهور را درک نکند، مانند کسي است که در کنار رسول خدا(ص) شمشير زده و در راه خدا جهاد کرده است.


» مجتبي صفري
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ راز طول عمرامام مهدي(پنجشنبه 24 مرداد 1387 ساعت 6:28 عصر )

شايد اين جمعه بياييد شايد!!!


پرسشي که از دير باز در اين باره مطرح بوده و ذهنها را به خود مشغول داشته است(1) و در اين زمان نيز گاهي رخ مي‌نمايد، اين است که راز عمر طولاني آن حضرت چيست؟ آيا اين امر در راستاي قوانين طبيعي عالم است، يا جنبه غيبي و اعجازي دارد؟


آيا امکان دارد از نظر ظاهري، فردي در اين عالم، عمري طولاني را سپري کند و شاداب و با طراوت باقي بماند؟ اصولاً چه مي‌شد اگر امام زمان(ع) در ظرف زماني ظهورش به دنيا مي‌آمد و در همان زمان، سياست خود را به انجام مي‌رسانيد.


براي رسيدن به پاسخ اين پرسش، توجه به چند اصل کلي لازم است:


1. طول عمر، از شاخه‌هاي مسائله عمومي‌تري به نام (حيات) است. حقيقت و ماهيت حيات، هنوز بر بشر مجهول است و شايد بشر، هيچ گاه هم از اين راز سر در نياورد.


2. اگر پيري را عارض بر حيات بدانيم و يا آن را قانوني طبيعي بشناسيم که بر بافت و اندام موجودات زنده، از درون، عامل نيستي را نهفته دارد و به مرور زمان، موجود زنده را خواه ناخواه، به مرحله فرسودگي و مرگ مي‌رساند، باز معنايش آن نيست که اين پديده، قابل انعطاف پذيري و در نتيجه تاخير نباشد. بر همين اساس، دانش بشري، گامهاي مؤثري درباره درمان پيري برداشته و هنوز هم براين مهم پاي مي‌فشارد و رشته‌هاي تخصصي براي اين مسائله به وجود آورده است.


در اواخر قرن نوزدهم، براثر پيشرفتهاي علمي، اميد به زندگي طولاني تر رونق بيشتري يافت و شايد در آينده نه چندان دور، اين رؤياي شيرين به واقعيت بپيوندد.(2)
در مجموع، دانش بشري در زمينه عقب انداختن پيري، موفقيتهاي چشمگيري به دست آورده و از رابطه تغذيه و پيري تجربه‌هاي جديدي کشف کرده و ارتباط تنگاتنگي بين اسرار تغذيه در مقابله با پيري و فرسودگي ارائه داده است.


در پرتو آنچه اشارت شد، مي­توان گفت: درباره عمر طولاني مهدي موعود(ع) هيچ گونه شگفتي باقي نمي‌ماند و امکان علمي و نظري آن، جاي ترديد ندارد او، با دانش خدادادي، بر اسرار خوراکيها، آگاهي دارد و بعدي ندارد که با استفاده از روشهاي طبيعي و علمي، بتواند مدتي دراز در اين دنيا بماند و آثار فرسودگي و پيري، در وي پديدار نگردد.


3. اصولاً، وجود استثناها در هرامري، ازجمله امور طبيعي اين عالم، مسائله اي ست روشن و انکار ناپذير. گياهان، درختان، جانداراني که در دامن طبيعت پرورده مي‌شوند و از سابقه کهن و زيستي طولاني برخوردارند، کم نيستند. چه استبعادي دارد که در عالم انساني هم، براي نگهداري يک انسان و حجت خدا، به عنوان ذخيره و پشتوانه اجراي عدالت و نفي و طرد ظلم و ظالمان، قائل به استثنا شويم و او را موجودي فراتر از عوامل طبيعي و اسباب و علل ظاهري بدانيم که قوانين طبيعت، در برابرش انعطاف پذيري دارند واو برآنها تفوق و برتري. اين امري است ممکن، گرچه عادي و معمولي نباشد. به گفته علامه طباطبائي:


 (نوع زندگي امام غائب را به طريق خرق عادت[ مي‌توان پذيرفت]. البته خرق عادت، غير از محال است و از راه علم، هرگز نمي‌توان خرق عادت را نفي کرد. زيرا هرگز نمي‌توان اثبات کرد که اسباب و عواملي که در جهان کار مي‌کنند، تنها همانها هستند که ماآنها راديده ايم و مي‌شناسيم و ديگر اسبابي که ما از آنها خبر نداريم يا آثار و اعمال آنها را نديده ايم، يا نفهميده ايم، وجود ندارد؛ از اين روي، ممکن است در فردي و يا افرادي از بشر، اسباب و عواملي به وجود آيد که عمري بسيار طولاني، هزار يا چندين هزار ساله براي ايشان تأمين نمايد.(3)


4. از ديدگاه تاريخي، معمّرين و دراز عمران فراواني با نام و نشان بوده اند که هر يک چند برابر افراد معمولي زمان خويش، زيسته اند. روشن ترين و در عين حال، مستند ترين آن، حضرت نوح(ع) است. قرآن تصريح مي‌کند که 950 سال فقط پيامبر بوده است(4) و حتماً عمر وي بيش از اين بوده است. داستان خضر پيامبر نيز، مصداقي ديگر از اين اصل کلي است.(5)


با توجه به اين نمونه هاست که مي‌توان برخورداري حجت خدا را از عمري طولاني پذيرفت و دليل امکان آن را وجود انسانهاي دراز عمر در تاريخ دانست که تا هزاران سال گفته شده است.(6)


5. از همه اينها گذشته، اگر از زاويه ايمان به غيب، به اين پديده بنگريم، پاسخ همه اعتراضها و اشکالها داده مي‌شود و نيازي به فلسفه بافي و ارائه شواهد ديگر نيست.
تائثيرگذاري علل و عوامل طبيعي، به دست خداوند است: (لامؤثر في الوجود الاّ الله).


و اوست که اگر بخواهد شيشه را در بغل سنگ نگه مي‌دارد، چگونه از حفاظت وجود نازنين حجت خدا و ذخيره عالم آفرينش ناتوان است.


کريمي که جهان پاينده دارد                         تواند حجتي را زنده دارد


به گفته شيخ طوسي: (براساس آيه شريفه: (يمحوالله مايشاء ويثبت وعنده ام الکتاب) هر آني که مصلحت در تأخير، تا زمان ديگر باشد، تداوم عمر آن حضرت، ضرورت مي‌يابد و اين امر، تاآخرين زمان لازم، ادامه دارد و راز و رمز آن، به دست کسي است که مفاتيح غيب و ام الکتاب در نزد اوست.(7)


پروردگاري که درباره حضرت يونس پيامبر، به هنگامي که در شکم ماهي قرار داشت،
مي فرمايد: (ولولا انه کان من المسبحين للبث في بطنه الي يوم يبعثون)
.
(8)
پس اگر نه از تسبيح گويان مي‌بود، تا روز قيامت در شکم ماهي مي‌ماند.


مي تواند براساس قدرت و مشيت مطلقه اش، مقدمات و عوامل زنده ماندن امام زمان(ع) را در اين عالم آماده سازد و او را تا روز معين و معلومي نگه دارد.


براساس اين اصل، طول عمر امام عصر(ع)، در باور مسلمانان جنبه اعجاز دارد. و قانون معجزه، حاکم بر قوانين طبيعي در اين عالم است و نمونه‌هاي فراوان دارد:
* دريا براي موسي شکافته مي‌شود
.(9)


* آتش بر ابراهيم سرد و سلامت مي‌گردد.(10)


* در مورد حضرت عيسي، کار بر روميان مشتبه مي‌گردد و مي‌پندارند که وي را دستگير کردند که چنان نبوده است.(11)


* پيامبر اسلام(ص) از ميان حلقه محاصره قريشيان که ساعتها در کمين او بوده­اند، بيرون مي‌رود.(12)


هر يک از اين موارد و نمونه‌هاي ديگر، نشانگر تعطيل شدن يکي از قانونهاي طبيعي است که به قدرت و لطف خداوند رخ داده است. پاسداري از حجت خدا در مدتي طولاني نيز، از مصاديق همين اصل کلي و باور ايماني است.


بنابراين طول عمر آن حضرت استبعادي ندارد و با دلايل طبيعي و مادي و غيبي و معنوي قابل پذيرش و اثبات است.


اما اين که چرا آن حضرت، در ظرف زماني ظهور، به دنيا نيامد و ايفاي نقش نکرد.
اولاً، در باور ما مسلمانان، بويژه شيعيان، زمين، هيچ گاه خالي از حجت نيست، چه آشکار و چه پنهان(13). همواره بايد آسياي وجود بر قطب و مدار امام و حجت بچرخد.
اگر امام زمان(ع)، در آن عصر به دنيا نيامده بود و بعد قدم به دنيا مي‌گذاشت، در اين فترت، زمين بي حجت و امام مي‌ماند و اين با ادله قاطع و باور ما مسلمانان سازگار نيست(14).
ثانياً، شخصي که مي‌خواهد دنيا را متحول سازد و دست به اصلاحي همه جانبه و فراگير بزند، عدل را بگستراند و ظلم و ستم را در همه اَشکال و انواع آن، بر چيند، تمدّن بشري را که بر اساس زر و زورو تزوير بنا گرديده ويران سازد و تمدني همه جانبه و براساس ارزشهاي الهي و معنوي ايجاد کند، بايد داراي عِدّه و عُدّه فراوان باشد، با ابزار مدرن و پيشرفته آشنا باشد، فراز و فرود تمدنها را بشناسد و بالأخره، از علل سقوط و صعود ملتها تجربه بيندوزد، تا بتواند حرکتي اساسي و بنيادي را آغاز و رهبري کند و موانع را از سر راه بشر بردارد.


اين امر ممکن نيست مگر از کسي که طلوع و غروب تمدنها را ديده و با کوله باري از تجربه و شناخت به ميدان آمده باشد.


بدين سان، امام زمان(ع) در دوران طولاني غيبت، راههاي ايجاد جامعه صالح را در مقايسه با دنياي فاسد، پايه گذاري مي‌کند و با آگاهي و اقتدار و در زماني مناسب به اذن خدا، ظهور مي‌کند و بر همه تاکتيکها و روشهاي دنياي بشري محيط است و راه مقابله با آن را به درستي مي‌شناسد و اين مسائله، در دوران طولاني امامت و غيبت، تا ظهور، براي آن حضرت، ممکن مي‌گردد. غيبت و طول عمر، باعث مي‌شود
که آن رهبر ذخيره شده، به گونه اي نيکوتر و فراگيرتر رهبري خويش را آغاز کند.


لازمه انقلابي آن چنان بزرگ و عميق، موقعيت روحي ويژه اي است که رهبر مکتبي از آن بايد برخوردار باشد. مقدار توانايي روحي، بستگي دارد به نشيب و فرازها و دگرگونيهايي که آن رهبر به خود ديده است. مهدي(ع)، در دل تاريخ فرو رفته و از موقعيت امامت و برتري خويش بر تاريخ پرتو افکنده، با آزمودگي و تجربه اي که در اين مدت طولاني کسب کرده است، توانايي دگرگوني اساسي جهان را خواهد داشت و به اصلاح همه جانبه دست خواهد زد.(15)


پي‌نوشت‌ها:


1.کنز الفوائد، کراجکي، تعليق شيخ عبداللّه نعمه، ج 2، ص 114 ـ 140، دارالذخائر.


2. امام مهدي حماسه‌اي از نور، شهيد صدر، ترجمه کتابخانه بزرگ اسلامي، ص 30.


3. شيعه در اسلام، علاّمة طباطبايي، ص 151، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي.


4. عنکبوت (29) آيه 14.


5. کمال الدين، ج 2، ص 385.


6. کتاب الغيبه، شيخ طوسي، ص 113ـ 125؛ کنز الفوائد، کراجکي، ص 140.


7. همان، ص428؛  رعد (13) آيه 39.


8. صافات (37) آيه 144.


9. بقره (2) آيه 50.


10. انبياء (21) آيه 69.


11. نساء (4) آيه 157.


12. انفال (8) آيه 30.


13. اصول کافي، ج 1، ص 178.


14. همان، ص 180.


15. اقتباس از چشم به راه مهدي، ص 347 341.


» مجتبي صفري
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ ليلة الرغائب(چهارشنبه 12 تير 1387 ساعت 6:40 عصر )

اين الرجبيون


اولين شب جمعه از ماه عظيم رجب را ليلة الرغائب گويند که شبي با ارزش و با عظمت است و از دو جهت داراي اهميت است :


1. از اين جهت که اصولاّ شب جمعه، خود داراي ويژگي و ارزش خاصي است و اعمال عبادي فراواني در آن وارد شده و زمان عبادت و مناجات و عرض حاجات با قاضي الحاجات است


2. ماه رجب اولين ماه از ماه هاي حرام (ماه هاي حرام عبارتند از: رجب، ذي القعده، ذي الحجه، محرم) و ماه خدا و هنگام عبادت و دعا و استغفار است و رحمت الهي در اين ماه در حال ريزش و نزول است به همين جهت اين ماه را رجب الاصب گويند، چون"صب" به معناي رختن است. پس ليلة الرغائب شرافت و ارزش شب جمعه و ماه رجب هر دو را در خود جمع نموده پس ارزشي دو چندان دارد. کلمة "رغائب" جمع "رغيبه" به معناي چيزي که مورد رغبت و ميل است و نيز به معناي عطا و بخشش فراوان مي باشند.


رجب`، ماه خداست؛ ماه پر برکتي است که اعمال بسياري براي آن ذکر شده است. پيامبراکرم صلوات الله عليه فرمود: هر کس يک روز از ماه رجب را روزه بگيرد، مستوجب خشنودي خدا مي شود و غضب الهي از او دور مي گردد و دري از درهاي جهنم بر روي او بسته مي شود. اعمال ماه هاي رجب و شعبان، جهت آماده ساختن روح براي شرکت در ميهماني ماه مبارک رمضان مي باشد. براي درک عظمت ماه رمضان بايد از قبل خود را آماده نمائيم


پيامبراکرم(ص) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در اين ماه بسيار طلب آمرزش کنيد که خدا آمرزنده و مهربان است.


در اين شب ملائک بر زمين نزول مي کنند. براي اين شب عملي از رسول خدا صلي الله عليه و آله ذکر شده است که فضيلت بسياري دارد و بدين قرار است:


روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امکان و بلا مانع بودن- روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد. بين نماز مغرب و عشاءدوازده رکعت نماز اقامه شود که هر دو رکعت به يک سلام ختم مي شود و در هر رکعت يک مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحيد خوانده شود. و چون دوازده رکعت به اتمام رسيد، هفتاد بار ذکر` اللهم صل علي محمد النبي الامي و علي آله` گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذکر` سبوح قدوس رب الملائکه والروح` گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذکر` رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انک انت العلي الاعظم` گفته شود. در اينجا مي توان حاجت خود را از خداي متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت مي رسد.


پيامبراکرم صلوات الله عليه در فضيلت اين نماز مي فرمايد: کسي که اين نماز را بخواند، شب اول قبرش خداي متعال ثواب اين نماز را با زيباترين صورت و با روي گشاده و درخشان و با زبان فصيح به سويش مي فرستد. پس او به آن فرد مي گويد: اي حبيب من، بشارت بر تو باد که از هر شدت و سختي نجات يافتي. ميّت مي پرسد تو کيستي؟ به خدا سوگند که من صورتي زيباتر از تو نديده ام و کلامي شيرين تر از کلام تو نشنيده ام و بويي، بهتر از بوي تو نبوئيده ام. آن زيباروي پاسخ مي دهد: من ثواب آن نمازي هستم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردي. امشب به نزد تو آمده ام تا حق تو را ادا کنم و مونس تنهايي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود و قيامت بر پا شود، من سايه بر سر تو خواهم افکند.


» مجتبي صفري
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ فاطمه فاطمه است يعني چه؟(سه‏شنبه 4 تير 1387 ساعت 8:34 عصر )

لولا فاطمه لما خلقتکما


فاطمه فاطمه است يعني چه؟


هر گاه بخواهند کسي يا چيزي را ستايش يا نکوهش کنند, معمولاً آن را تشبيه به کس يا چيزي مي کنند که آخرين مرحله کمال يا نقص را طي کرده است , مثلاً مي گويند: حضرت زينب (س) در نطق و بيان مثل پدر بزرگوارش علي بن ابي طالب (ع) بود, يا فلاني در قساوت قلب مثل شمر بن ذي الجوشن است, ولي اگر تمام مراحل کمال يا نقص را طي کرده باشد, مي گويند: چه بگويي در حق فلاني ؟ نمي شود او را به کسي تشبيه کرد. خودش است. مثلاً خداوند متعال کمال مطلق است و هيچ چيزي مانند او نيست (ليس کمثله شيء و هو السيمع البصير);(1) بهترين تعبير اين است که گفته شود خداوند, خدا است.


با توجه به مطالب فوق, گوينده (مرحوم دکتر علي شريعتي ) مي خواهد بگويد: حضرت فاطمه زهرا(س) در عبادت و عرفان و حلم و صبر و بردباري و زهد و تقوا و در همه صفات کماليه, به قدري پيشرفته و تکامل يافته است که نمي شود او را به کسي تشبيه نمود و همانند ساخت و تنها بايد گفت : فاطمه فاطمه است. به تعبير ديگر گوينده مي­خواهد بگويد: اگر بگوييم زهرا دختر رسول اللّه (ص) است, همسر علي بن ابيطالب است, مادر حسنين و زينبين و..., حق فاطمه ادا نشده است. تنها تعبيري که مي تواند عظمت و جلالت او را بازگو کند, اين است که بگوييم فاطمه فاطمه است.


پي نوشت ها:


 1. شوري (42) آيه 11.


» مجتبي صفري
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ در مورد حديث فاطمه و قصد ازدواج امام با دختر ابوجهل(سه‏شنبه 7 خرداد 1387 ساعت 8:25 صبح )

السلام عليک يا قرة عين الرسول


در مورد حديث فاطمه از من است هر که او را بيازارد من را آزرده است اهل سنت معتقدند شأن نزول حديث فوق در رابطه با قصد امام علي (ع) در ازدواج با دختر ابو جهل است . جواب ما چيست؟


اصل حديث «فاطمة بضعة منّي...»مکرر از زبان پيامبر اکرم(ص) بيان شد، صحت و کثرت روايت به گونه‌اي است که مسلمانان از زمان صحابه، برخي احکام فقهي را بر مبناي آن قرار داده‌اند.حافظ سهيلي حکم کرده است: «هر کس به فاطمه سلام الله عليها ناسزا بگويد، کافر است. هر کس بر او درود فرستد، در واقع بر پدرش، پيامبر اکرم(ص) درود فرستاده است.


حافظ بيهقي نيز چنين حکمي کرده، شارحان صحيح بخاري و صحيح مسلم نيز به دلالت اين حديث بر حرمت آزار و اذيت زهراي اطهر قائل شده‌اند.


ظنّ قوي آن است که جاعلان حديث، داستان ساختگي خواستگاري دختر ابي جهل را جعل کرده، به عنوان شأن صدور حديث «فاطمه پاره تن من است...» قرار داده‌اند که به زعم باطلشان از مقام علي(ع) بکاهند و حرمت کساني را حفظ کنند که با اذيت و آزار دختر پيامبر(ص)ماية رنجش او را فراهم ساختند تا جايي که با آنان قهر کرد و وصيت کرد بر جنازة او نماز نخوانند و در تشييع پيکر مقدسش شرکت نکنند.


خوشبختانه در زمينة جعلي بودن حديث خواستگاري دختر ابي جهل، حديث‌شناسان فرهيخته بررسي و تحقيق کرده، رساله‌هايي تدوين نموده‌اند.جهت اطلاع بيشتر مي‌توانيد به کتاب «خواستگاري ساختگي»نوشتة آيت الله سيد علي حسيني ميلاني، مراجعه نماييد.


علامه طباطبايي نيز که به تناسبي اين حديث را متعرض شده است مي‌فرمايد:«گويا بعضي از راويان حديث به خاطر کينه‌اي که با علي(ع)داشته‌اند اين حديث را براي لکه‌دار کردن او درست کرده و غفلت کرده‌اند از اين که طعن مستقيماً به رسول خدا(ص) برمي‌گردد. علاوه بر اين. حديث مزبور با روايات قطعي متناقض است، رواياتي که بر نزاهت علي(ع) از گناه دلالت دارد، مانند خبر ثقلين و خبر منزلت و خبر «علي با حق است و حق با علي است» و اخباري ديگر».(1)


پي‌نوشت‌:


1. ترجمه تفسير الميزان، ج 14، ص 321.


» مجتبي صفري
»» نظرات ديگران ( نظر)


ليست کل يادداشت هاي وبلاگ
[24/5/1387- 6:47 ع] نزديک بودن ظهور حضرت مهدي
[24/5/1387- 6:28 ع] راز طول عمرامام مهدي
[12/4/1387- 6:40 ع] ليلة الرغائب
[4/4/1387- 8:34 ع] فاطمه فاطمه است يعني چه؟
[7/3/1387- 8:25 ص] در مورد حديث فاطمه و قصد ازدواج امام با دختر ابوجهل
[آرشيو شده ها]
 RSS 
 Atom 

بازديدهاي امروز: 4  بازديد
بازديدهاي ديروز: 34  بازديد
مجموع بازديدها: 7821  بازديد
[ صفحه اصلي ]
[ وضعيت من در ياهو ]

[ پست الکترونيک ]
[ پارسي بلاگ ]
[ درباره من ]

انتظار 14
مجتبي صفري[54]
دوست دارم خوب‏ترين باشم
» پيوندهاي روزانه«
» لوگوي دوستان من«



» آرشيو يادداشت ها«
» موسيقي وبلاگ«
» اشتراک در خبرنامه«

نام:

ايميل: